Thursday, May 26, 2011

شب تنهایی خوب

گوش کن، دور ترین مرغ جهان می خاند
شب سلیس است، و یکدست و باز
شمعدانی ها
و صدادار ترین شاخه فصل، ماه را میشنوند
پلکان جلو ساختمان
در فانوس به دست
و در اسراف نسیم
گوش کن جاده صدا میزند از دور قدم های ترا
چشم تو زینت تاریکی نیست
پلک ها را بتکان، کفش به پا کن، و بیا
و بیا تا جایی، که پرماه به انگشت تو هشدار دهد
و زمان روی کلوخی بنشیند با تو
و مزامیر شب اندام ترا مثل یک قطره آواز به خود جذب کنند
پارسایی است در آنجا که ترا خواهد گفت
بهترین چیز رسیدن به نگاهی است که از حادثه عشق تر است

By: Sohrab Sepehri

No comments:

Post a Comment